درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • قوانین

    قوانین

  • خلاصه کامل قسمت 23 یک عشق یک جنون

    خلاصه کامل قسمت 23 یک عشق یک جنون

  • دانلود سریال هندی یک عشق یک جنون قسمت 57

    دانلود سریال هندی یک عشق یک جنون قسمت 57

  • خلاصه کامل قسمتهای 1 تا 22 یک عشق یک جنون

    خلاصه کامل قسمتهای 1 تا 22 یک عشق یک جنون

  • خلاصه کامل قسمت 225 سریال من عاشق تو هستم

    خلاصه کامل قسمت 225 سریال من عاشق تو هستم

  • دانلود سریال من عاشق تو هستم

    دانلود سریال من عاشق تو هستم

  • دانلود سریال جنون مایا Jonone Maya

    دانلود سریال جنون مایا Jonone Maya

  • عکس های جدید آرجون بیجلانی 2020

    عکس های جدید آرجون بیجلانی 2020

  • دانلود سریال برای عشقم جان میدهم Ishq Mein Marjawan

    دانلود سریال برای عشقم جان میدهم Ishq Mein Marjawan

  • دانلود سریال هندی از دل تا دل قسمت 14‌3 با زیرنویس فارسی

    دانلود سریال هندی از دل تا دل قسمت 14‌3 با زیرنویس فارسی

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

خلاصه قسمت 377 سریال هندی زبان عشق

خلاصه قسمت 377 سریال هندی زبان عشق

خلاصه سریال زبان عشق قسمت 377

خلاصه قسمت 377 زبان عشق +پرموی قسمت 378 زبان عشق

برای دیدن خلاصه ادامه مطلب مراجعه کنید

خلاصه قسمت 377 سریال هندی زبان عشق

در این قسمت شروع میشه ویهان از تاپکی میپرسه تا اینجا چیکار میکنی تو با تارو.اینجاگروه رقص اونم اینجا .تارو هم میگه...در واقع ما هردو...منظورم اینه ...ویهان هم میگه عجب تا پکی این سورپرایز برای من تو گول ماسک های مارو خوردی تارو هم مثل من زده و تو اشنباه فک کردی اونم به علامت بله سرش رو تکون میده.و میگه حالا متوجه شدم وقتی که برکی منو فرستاد به انبار.ویهان هم نقاب تاپکی رو برمیاره و از تارو میخواد بره عقب  میگه من تو بدون نقاب باهم میرقصیم بدون هیچ تقلبی(ای دلم خنک شد)و با هم شروع ممیکنن به رقصیدن.تارو هم عصبانی میشه از رقصشون تاپکی و ویهان هم باهم دیگه لبخند میزنن(رقصش رو توی کانال تلگرام و نماشا گذاشتم)تاپکی توی راه رو داره باخودش حرف میزنه و میگه من حق به ویهان میدم اون امروز من و تارو رو باهم دیده و شوکه شده.تارو توی تخت تاپکی و تاپکی از دیدنش شوکه میشه تارو میگه امدی منتظرت بودم(میدونم خیلی پرو هست)و تاپکی عصبانی میشه و میپرسه ویهان کجاست.من با اون اول نرقصیدم و تو منو گول زدی.حق با ویهان هست.تارو میگه اول این ویدیو رو برسی کن.بیا این ویدیو رو نگاه کن.مرجی برنامه تارو هست و موضوعش هم کشتن مردم.نشون میده ویهان یه مردی رو هولش میده و در مورد اینکه مثلا اگه عقب عقب میرفت ممکن بود بمیره و ...و تارو توی ویدیو میگه ایشون بردار من هستن اما من از شما میخوام که این مرد رو یاری کنید تاپکی هم شوکه میشه.و میگه این حقیقت نداره.تارو میگه ویهان در این باره نمیدونه من این ویدیو رو به تمام جهان نشون میدم بیا یه معامله  ای کنیم که ویهان میاد داخل اتاق و تارو میگه تا الان داشتی کار میکردی تارو هم ازش مغذرت خوهی میکنه برای کارای زیادش.تارو میگه تاپکی میخواست بهت چیزی بگه ویهان میگه تاپکی چی میخواستی بهم بگی .تارو هم میگه چی میخواستی بهش بگی که یه جوری علامت میده به ب تاب توی دستش تهدیدش کرده با ویدیو.تاپکی هم گفته ویهان میخواستم بگم نگران مراسم نباشی ویهان هم میگه من نگران نیستم چون زنی مثل تو دارم.تارو هم میگه شما استراحت کنید من میرم استراحت کنم شب بخیر .شب خیر تاپکی.ویهان هم میگه اها راستی یه چیزی رو یادم رفت به تارو بگم بعد هم رفت.تاپکی هم با خودش حرف میزنه میگه من نتونستم حقیقت رو به ویهان بگم اما اجازه این کار رو به تارو نمیده که زندگی منو خراب کنه.بیهان داره میخنده که سرش خون ریزی میکنه  و لباس دامادی تنش بود و افتاد  زمین (بازم که واسندرا خواب دید)واسندرا از خواب بلند میشه و میگه ویهان و پدر تارو از خواب پا میشه و میگه چی شده و میگه قرار اتفاق بد افتاده بشه اما من نمیزارم .
 
صبح .مادر بزرگ و تاپکی دارن لباس انتخاب میکنن برای مراسم و پدر تارو و ویهان هم دارن درمورد کار حرف میزنن . ویهان برای تاپکی پیام فرستاد که دوست دارم عاشقتم .و هردو بهم نگاه کردن و لبخند زدن.تاپکی هم براش فرستاد  میتو خخخ منم همنطور.ویهان هم میگه چرا اینجوری میگه منظورش اینه اونم مثل خودش بگه دوستت دارم.پدر تارو هم میگه موقع کار داری چیکار میکنی پیام بازی و تارو هم از پله ها داره میاد پاین و بازم ناراحت و عصبانی میشه .پدر تارو گوشی رو از ویهان میگیره.واسندار با یه هاج اقایی میاد و میگه دیشب خواب بدی دیدم ایشون رو اوردم که بگه ویهان هیچ خطری تهدیدش نمیکنه حاج اقا هم میگه خط ابرو و..هماهنگ نیستند و یه سایه بد اونو تهدید میکنه و ساند را هم شوکه میشه حاج اقا هم میگه نگران نباشین.من امروز درستش میکنم.توی اتاق تاپکی داشت لباس ویهان رو اماده میکرد که تارو امد و درمورد پیام الهیی که اتفاق بد قرار برای ویهان افتاده بشه .و تاپکی هم میگه من اجازه نمیدم برای ویهان اتفاق بیفته و ...توی سالن وساندار میاد روغن رو به تاپکی برای حاج اقا که اتیش رو باهاش روشن کنه .حاج اقا میاد مراسم شروع شد و اتیش رو میخواستن با روغن روشن کنن که و نشون میده که تارو اب به روغن اضافه کرده (بازم این کاری کرد)و پیام همه کاری که کرده رو برای تاپکی فرستاده.و حاج اقا هم میگه روشن نمیشه و همه نگران میشن.تاپکی میگه من میرم چوپ تازه و روغن میارم و تارو هم شوکه شده.و اتیشض روشن شد و تارو عصبانی شد.توی اتاق ویهان میخواست لباسش رو بپوشش که تارو و تاپکی دخل اتاق هستن و تاپکی هم میخواست لباس ویهان رو بهش بده که تارو جلوی روش براش پیام میفرسته دوستت دارم و ویهان هم میخواد گوشی تاپکی رو برداره که تمام شد

کپی ممنوع . مترجم اختصاصی کلثوم.


 برای دانلود ویدیو لطفا به کانال تلگرام ما مراجعه کنید
پرموری قسمت بعد
 
نشون میده که تارو یه میخی رو گذاشته روی پله ها و به تاپکی میگه 1.2.3 و ویهان هم فریاد میرنه و برکی هم میگه مراسم اینجوری خراب میشه.

  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 24 تير 1395
  • بازدید : 3676 مشاهده
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی